جمعه ۱۲ شهريور ۱۳۸۹  mmotalebe@gmail.com  Friday 3 September 2010  


   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   

 

 جستجو 

 

 

 عضويت در خبرنامه 

  
 

خروجی های مطلب



 

 آمارها 

کاربران بر خط: 22
امروز: 2459715
ديروز: 5802
مجموع: 7540717
مطالب ثبت شده: 5765
 

 
     اخبار:  
 
 
میزان رای ملت است نه مشاوران شما!
 
کد مطلب: 5395
تاريخ: سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۸
منبع: نامه معترضانه دانشجویان عدالتخواه مشهدی به میرحسین موسوی
درجه: خيلي مهم

يادداشت: چگونه بپذیریم تشویق به نا آرامی و فرا رفتن از مرزهای قانونی را از شمایی که گفته بودید: «به قانون احترام می گذارم، حتی اگر مخالف نظر م باشد.» کشور قانون دارد و مشخص است که برای اعتراض به نتیجه ی انتخابات به کجاها باید شکایت برد و چه باید کرد؟ نیازی به این مظلوم نمایی های عوام فریبانه نیست.
   
 
 
  نامه سرگشاده جمعی از دانشجویان عدالتخواه دانشگاه فردوسی و تحریریه نشریه دانشجویی شمارش معکوس خطاب به میرحسین موسوی:


جناب آقای موسوی!
ما همان دانشجویانی هستیم که روز اولی که خبر حضورتان در عرصه را شنیدیم برایتان تیتر زدیم «بازی برد – برد؛ احمدی نژاد – موسوی» نظرمان این بود که هر دو تن خادم به اسلام و مستضعفانید. گذر زمان و توالی اتفاقات تلخ ما را به تحلیل دیگری رساند و اکنون تنها می توانیم بگوییم: آخرین امیدها برای توبه و بازگشت به راه مردم و انقلاب و رهبری را ناامید نکنید!

جناب آقای نخست وزیر امام!
بار ها در باره حامیان و اطرافیان خود گفتید حلقه اصلی اطرافیانتان را افرادی پاک نیت و پاکدست تشکیل داده اند و نسبت به سایر حامیانتان منع و محدودیتی قائل نیستید. کسانی که اکنون شما را متقاعد کرده اند اکثریت آرا از آنِ شماست و ترغیبتان می کنند که در راه استیفای حق نداشته خود مقاومت به خرج دهید، همان حلقه ی اصلی پاک و فکور هستند؟! چگونه ممکن است شما و اطرافیانتان، بر خلاف روال همیشگی انتخابات در کشور، چنین اعاهایی مطرح کنید؟ گیریم شورای نگهبان را قبول ندارید. به تاییدات رهبری و تاکید ایشان بر حفظ آرامش و پذیرش نتیجه ی قانونی انتخابات هم وقعی نمی نهید؟


جناب آقای موسوی!
وقتی آقای خاتمی در سال 80 برای دومین بار به ریاست جمهوری انتخاب شد و از قضا آرای بیش تری نسبت به چهار سال قبلش کسب کرد، نامزد های شکست خورده قواعد بازی را پذیرفتند. حال هم کشور همان است و شرایط همان. گویا شمایید که دگرگون شده اید.

پیش تر، ما شما را فردی ولایت پذیر می پنداشتیم و از این که اطمینان می دادید اکنون برای رهبر انقلاب حسابی جدای از رییس جمهور دوران جنگ قائلید و جایگاه رهبری او را می پذیرید، اطمینان خاطر می یافتیم. حالا می بینیم که پس از شکست طبیعی تان در انتخابات، اطرافیانتان شما را در برابر رهبری قرار داده اند و ورشکستگی و سر افکندگی تاریخی و اخلاقی را نیز نصیبتان کرده اند! یا دوست دارید مقصر اصلی را خودتان بدانیم و تمام سخنان گذشته تان را نمایش و فریب تلقی کنیم؟

مهندس موسوی عزیز!
بپذیرید شکست شما در انتخابات تا حد زیادی مدیون همان حامیانی است که از مرز بندی با آنان طفره رفتید. وقتی مدیریت تبلیغات تان در کشور به دست کسانی افتاد که امتحان خود را پیش از این پس داده بودند نتیجه ای جز این به دست نمی آمد.اگر مردم میر حسین موسوی، نخست وزیر انقلابی دوران جنگ را در برابر خود می دیدند، حاضر بودند کاستی های او را نیز بپذیرند و مشتاقانه رای خود را به نفع او به صندوق بیاندازند. اما در پوستر های شما، در فیلم تبلیغاتی آخرتان و در بروشورهای حامیانتان چیزی بیش از ارتجاع به شعار های خاتمی و معین دیده نمی شد. آقای کروبی را هم همین اطرافیان به زمین زدند. همان هایی که حتی در رای دادن به او هم صادق نماندند. باز گردید و ببینید که چه شعار هایی مطرح کرده اید و چرا اکثر مردم به خصوص در مناطق محروم حق داشته اند در استقلال وصداقت شما تردید کنند!

آقای موسوی!
اگر مردم خبر دستگیری چند تن از چهره های سرشناس جبهه ی موسوم به اصلاحات را که در حال آماده سازی برنامه های آشوب و اغتشاش پیش از اعلام نتایج بوده اند بشنوند، چگونه باید قضاوت کنند؟ آیا باز هم به آن ها حق نخواهید داد درباره شما و اطرافیان پاکدست(!)تان به تردید بیفتند؟


رئیس محترم فرهنگستان هنر!
نامزد های انتخابات بین اطرافیان خود روز را به شب می رسانند و در جمع هواداران خود حضور می یابند. ما که مردمیم و در میان مردم، هم حامیان شما را دیده ایم و هم حامیان رقبای شما را. چطور به خود اجازه می دهید با این قاطعیت درباره ی رای مردم اظهار نظر کنید و ذره ای احتمال ندهید که مخلصان خلاف به عرض رسانده اند؟ مگر همین پیشگو ها نبودند که برای دکتر معین در دوره ی قبل رای ده ملیونی و بیشتر خواب دیده بودند؟ از شما پرسشی داریم: مگر نمایندگانتان در همه حوزه ها حاضر نبوده اند؟ چرا به یک مورد از گزارشهای آنان مبنی بر تقلب استاند نمی کنید و نام یک حوزه یا صندوق که در آن تقلب شده را نمی برید؟ نکند نظر نمایندگانتان هم قابل استناد نیست؟ یا طی روال قانونی را در شان خود نمی دانید؟!

اگر این رفتار های عجولانه و تحریک های جسورانه از کسانی سر می زد که متهم به بی قانونی بودند، مقبول تر می نمود. اما چگونه بپذیریم تشویق به نا آرامی و فرا رفتن از مرزهای قانونی را از شمایی که گفته بودید: «به قانون احترام می گذارم، حتی اگر مخالف نظر م باشد.» کشور قانون دارد و مشخص است که برای اعتراض به نتیجه ی انتخابات به کجاها باید شکایت برد و چه باید کرد؟ نیازی به این مظلوم نمایی های عوام فریبانه نیست.

امید واریم اندکی در خلوت خود تامل نمایید و ساعاتی به دور از ندیمان و بادمجان دور قاب چین های دور و برتان، به آنچه رخ داد بیش تر بیندیشید. نمی توان ادعای خط امامی بودن کرد و از اولیه ترین اصل خط امام که تبعیت از ولایت است شانه خالی کرد.
همچون رهبری از حضورتان در انتخابات که باعث گرمابخشی و نشاط آفرینی بیشتر در میان مردم بود تشکر می کنیم اما این را هم به یادتان می آوریم که:
«"میزان رای ملت است"، نه توقع نامزدها، نه حدس و گمان مشاوران و نه آن چه رسانه های بریده از ارزشها و خط ملت ادعا می کنند».
یقیناً ذره ای همنوایی شما با دشمن پس از این اتمام حجت شرعی و انقلابی، باعث خواهد شد برخورد بعدی ما با شما از جنسی دیگر باشد.

تحریریه نشریه دانشجویی شمارش معکوس
دانشجویان عدالتخواه دانشگاه فردوسی مشهد

 
     

 
 
      ديدگاهها:  
 

پست الکترونيک:



حروف عکس را با رعایت بزرگ و کوچکی حروف تایپ کنید

۲۶/۰۳/۱۳۸۸
-> اقا یا خانمی که مطالب بالا را در دفاع از موسوی می‌نویسی؛
سعی کن تعجب بیجا نداشته باشی. در رسانه ملی به هر دو طرف فرصت برابر برای ابراز عقاید و نظرها داده شد. مردم مناطق محروم با توجه به آنچه از هر دو طرف و از جمله موسوی شما شنیدند به نتیجه رسیدند. آیا موسوی شما با اون حدیثی که در رسانه ملی خوند، گناه دزدی را کوچک جلوه نداد؟ و الان چه کسی جز ایشان مسئول این همه تخریب و اتلاف سرمایه ‌های مردم به بهانه تقلب در انتخابات است؟ اگر به کسی ذره ای ضرر جسمی و مالی در این قضایا برسد، کسی جز ایشان مسئول است؟ گناه ان جوانی که چشمش را از کاسه درآورده‌اند چیست؟

۲۶/۰۳/۱۳۸۸
-> با سلام:
پیام کوتاه اینجانب به اقای موسوی دو ماه قبل از انتخابات:
بنده با تحقيق و مطالعه جامعه درون و خارج ايران و تحولات بزرگ جهاني و راه اندازي فتنه صهيونيستها در همسايه هاي کشور ما در تاريخ Mon 5/04/09 10:46 AM پيام کوتاهي به استاد تاريخ ايران زمين اقاي شهبازي ارسال کردم تا ايشان به اطلاع ( اقاي موسوي کانديد در ان تاريخ )در صورت امکان برسانند اين پيام حدودا دو ماه يا شش هفته يا بيشتر قبل از انتخابات ارسال شده است و تاريخ ان ميلادي مي باشد



متن پيام يا پيشنهاد کوتاه بنده به اقاي موسوي از طريق اقاي استاد تاريخ ايران زمين اقاي شهبازي بخاطر کانديد شدن اقاي موسوي براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در جمهوري اسلامي:



با سلام خدمت شما استاد شهبازي و دوست بسيار عزيزم فردي که افتخار ملي براي ما ايرانيها مي باشيد.
به اقاي موسوي کانديد رياست جمهوري سلام مرا برسانيد و اگر با ايشان تماس گرفتيد بگوييد يک بنده خدايي در خارج از کشور زندگي مي کند به شما سلام فرستاده و نظرش اين است به خود زحمت و دردسر در ان سن وسال درست نکنيد شما رئيس جمهور نخواهيد شد.
با کانديد شدن خودتان تحمل اهانت هاي قدرت طلبان نشويد و اين ميدان براي بازي شما مناسب در اين شرايط نيست.
گر چه زحمت است ولي چه کنم دل عاشق تاب و تحمل ندارد.



انگونه که بنده حدس زده بودم حدودا دو ماه پيش از انتخابات نوشته بودم اکنون نتيجه معلوم و مشخص شده است ولي اقاي موسوي و ياران ايشان با اعمال و مصاحبه هاي خودشان بعد از اعلام نتيجه انتخابات در ان سن و سال زحمات شصت ساله خدمت به مردم را به نظر به زير سئوال بردند و البته با اقاي رضايي و کروبي لازم به توضيح از نظر عملکردو مصاحبه هاي ان دو عزيز ندارم.



بديهي است اين دومين بار است اقاي کروبي ابرو روبي مي کنند که گويا شبيه به جگ است بيشتر کانديد رياست جمهوري و شيخ اصلاحات شبيه شوخ است داستان ايشان که بماند.
احد اسدی

۲۵/۰۳/۱۳۸۸
-> چون آقاي موسوي از خط امام فاصله ندارند با رجوي و گروهك منافقين تماس محرمانه داشته اند؟!!!!!!!!!!
۲۵/۰۳/۱۳۸۸
-> ميزان راي ملت است نه دولت از مردم مناطق محروم انتظار بيشتر از اين نيست آنها در حد بزاعت خود و ز لحاظ سطح آگاهي عمل كرده اند كه همين رسلنه ملي برايشان به ارمغان آورد به قول پير انقلاب دانشگاه ملي دانشگاه ملي تبديل به محلي براي زدن برچسب به بندگان خدا شد و انتخابات را تبديل به نبردي نابرابر ساخت جناب آقاي موسوي از خط امام و امام فاصله ندارند بلكه اين رقيب ايشان بود كه خط امام را پايين و پايين آورد و زير پا برد در كشور ما اولين قوائد و اصول دموكراسي رعايت نميشود چنان حق به جانب صحبت ميكنيد كه گويي تمام امتيازها را براي موسوي در نظر گرفته بودند ايشان حتي در حال حاضر به طور شفاف اجازه صحبت با هاميان خود را ندارند و اجازه ندارند مواضع خود را اعلام كنند تا شايد آبي بر اين آتش تبعيض باشد ياران به اصطلاح همراه امام و رهبري راه خود را از همايت بي چون و چرا از به ظاهر دوست انقلاب و به ظاهر خدمت گذار ملت عوض كنيد آگاه باشيد روزي خواهد آمد كه خود را لعنت و نفرين كنيد كه چنين ننگي را و چنين سياهي را در بوق و كرنا كرديد و عمل يك شخص به اسم كل اسلام و انقلاب و شما تمام شود آن روز ديگر شايد براي دفاع از موسوي دير باشد كاش هيچ وقت ايشان پا به اين دور باطل نمي گذاشت و اينچنين سياه نمي شد كاش هيچ وقت دلش براي صداي ناله هاي مردم نميسوخت و اينچنين كنار زده نميشد بله با خط كشي كه ارباب شما در دست ارد موسوي از خط امام دور شده ولي بدانيد هيچ وقت در طول تاريخ ظلم هر چند قدرتمند پا برجا نمانده

 

بازگشت


Send mail to info@motalebe.ir with questions or comments about this web site.
Copyright © 2010 motalebe.ir