انتخابات این دوره مشهد نیز دارای درسهای فراوانی بود که اگر بیان شود جهت عبرت آموزی مناسب است و اگر ثبت شود برای ایجاد حافظه تاریخی مناسب می باشد. بهتر است این کار در شهرهای مختلف صورت پذیرد تا افراد و گروهها در این تقلب احوال بهتر شناخته شوند.
یادم هست که نماینده جوانی که این دوره به طور جدی تری در عرصه انتخابات مشهد وارد شده است روزی این جمله مولا را خواند و گفت: فی تقلب الاحوال علم جواهر الرجال... بگذارید شرایط تغییر کند بعد معلوم می شود چه کاره اید! و حالا نمی دانم که این برادر عزیز که اتفاقا خیلی هم آرمان خواه و عدالت طلب نشان می دهند این دوره بنا بر تکلیف حزبی و سیاسی خویش همچون دور قبل نیروهای اصلح را فراموش می کند و کنار آقای کریمی خواهد می ایستد یا نه؟ هر چند جا داشت تا سوال شود چگونه در میان این همه نیروهای با سابقه یک جوان در سن و سال شما به ریاست دانشگاهی آن هم در استانی دیگر انتخاب می شود که بعد با ان اعتراضات از طرف اعضای هیئت علمی مواجه شده است!؟ مطمنئید که سابقه سیاسی و لابی دوستان شما هیچ نقشی در این انتخاب نداشته است؟ آیا شما خود را در سراسر کشور و میان این همه نیروی توانمند بهترین نفر رای احراز این پست می دانستید؟! و.....؟ این حرفها با لحاظ این مساله است که در دور دوم چه بسا یکی از دو گزینه خیرالموجودین ایشان باشند اما باید فضای سیاسی را به سمتی برد که از احساس زدگی دور شود و امکان طرح سوال و نقد وجود داشته باشد.
هر چند قبول دارم که اگر فردی بخواهد آگاهانه رای دهد و مثلا سه نقطه ضعف و چهار نقطه قوت در کاندیدایی ببیند دیگر شاید با این شور و حالی که لازمه نیروهای تبلیغات چی هست پای کار نرود و عقلانیت اینجاهاست که به کار نمی آید ... آنگاه که شنیدم برخی این دوره از خود چهره هایی کاریزما نشان داده اند شاخ....!
از حاشیه ها می گذرم که بسیار اند ...... رای نیاوردن فلاحیان و عسگری یکی دیگر از پدیده های جالب این دوره بود هر چند هیچ ذره ای از قدرت ساسی پشت پرده اینها کاسته نمی شود!!!
این دوره انتخابات به زعم بنده برای بدنه حزب اللهی درس بزرگی داشت و آن تکرار مساله ای بود که در دوره قبل یعنی زمان کاندیداتوری دکتر وکیلی و جلیلی و... در مجلس هفتم هم اتفاق افتاده بود اما باز ....!
در آن دوره نیز این افراد به رای بالا و باورنکردنی ای به تناسب مستقل بودن شان و ضعیف بودن تبلیغاتشان دست پیدا کردند و آنگاه به خوبی نشان داده شد دوستانی که به بهانه لابی هایشان یا اینکه این افراد را کسی نمی شناسد این رای را شکسته بودند! در آن دوره به خوبی ثابت شد که تکلیف فقط تبلیغ برای اصلح است ولو اینکه ناشناخته باشند... حال آیا این رای شکنان جبهه پیروان خط امام و رهبری و راستی ها بودند که اساسا به چیزی به نام اصلح اعتقاد ندارند و انصافا شجاعانه آن را تکرار می کنند یا دیگرانی که هر چند در ادعا بسیار به اصلح معتقد نشان می دهند اما در ایام انتخابات سیاسی کار می شوند و .....
در این دوره رای بسیار بالای دکتر بحرینی هر چند نشان داد که بدنه حزب اللهی اگر کار هم می کند همچنان دیر و ضعیف و غیرمنسجم است اما کم نبودند گروههای مدعی استقلال و اصلح گرایی که راه همیشگی خود پوئیدند و سیاسی بازی را انتخاب کردند..... یادم هست یکی از همین دوستان انصار حزب الله که این دوره بار دیگر ضعف تحلیل یا سیاسی بودن خود را ثابت کردند چندی پیش از عبرت گرفتن از جریان دکترجلیلی سخن می گفت و اینکه دیگر گول جریانات سیاسی را نخواهیم خورد و در مساله احمدی نژاد هم فهمیدیم که اینها عددی نیستند و شکست پذیرند و ..... اما ....!
راستی راحیه خوشی ها و نیروهای مدعی مرتبط با آنان چه استدلالی برای این کار خود دارند؟ دستور از بالا؟ رای از تهران؟ یا ..... هر چند می دانم اگر بروی سراغشان برای بحرینی و محدث و خدادای و... یک مشت کدهای جالب پیدا کرده اند تا این حرکت شان را موجه نشان دهد چرا که معتقدم صرف حضور اصلح برای زیر سوال بردن دیگران کفایت می کند....
به نظر حقیر لیست مجمع مطالبه هم اشکالاتی داشت از جمله اینکه وقتی افراد متوسط و البته محترمی مثل دکتر خدادای و صاحبی در لیست پیشنهادی قرار می گیرند چگونه افرادی مثل دکتر حریری و مهندس عرفان در آن جایی ندارند؟ یا اینکه آیا آقای فاکر به لحاظ بدنی و سنی باز هم امکان نقش آفرینی خواهد داشت؟! و.....
خداوند به همه ما توفیق دهاد. یا حق.